مطالب پیشنهادی ویکی مهر

کد خبر : 1373
تاریخ انتشار : شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۷:۲۱
634 views بازدید

داستان و شعر نشانه ن فارسی اول ابتدایی

برای تدریس نشانه های کتاب فارسی اول دبستان نیاز به یکسری چیزها هست و ما امروز داستان و شعر نشانه ن فارسی اول ابتدایی را برای تدریس بهتر این درس و این نشانه اماده کرده ایم که معلمان می توانند از این موارد نیز در تدریس خود بهره ببرند. داستان و شعر نشانه ن فارسی اول ابتدایی گاهی دانش آموزان در املا نویسی مشکل دارند […]

داستان و شعر نشانه ن فارسی اول ابتدایی

برای تدریس نشانه های کتاب فارسی اول دبستان نیاز به یکسری چیزها هست و ما امروز داستان و شعر نشانه ن فارسی اول ابتدایی را برای تدریس بهتر این درس و این نشانه اماده کرده ایم که معلمان می توانند از این موارد نیز در تدریس خود بهره ببرند.

داستان و شعر نشانه ن فارسی اول ابتدایی

گاهی دانش آموزان در املا نویسی مشکل دارند که میتوانید از مطلب زیر استفاده نموده و مشکلات آن ها را حل کنید:

بخش کردن و صداکشی نشانه های فارسی اول ابتدایی

ابتدا قسمتی از روش تدریس نشانه ن را برای شما قرار می دهیم:

وسایل مورد نیاز: پاورپوینت یا داستان نان کلوچه ی توتو خانم کاغذ و مداد رنگی کتاب درسی  لوحه ی آموزشی یا پاورپوینت فلش کارت جدول الفبا پاستل

ایجاد انگیزه:

پس از سلام و احوالپرسی داستان نان کلوچه ی تو تو خانم را برای بچه ها تعریف کنید.

کارگروهی و تلفیق با درس قرآن، علوم، هنر و ریاضی: از دانش آموزان بپرسید:

اسم داستان چه بود؟ نان کلوچه ی توتو خانم

نام چند جانور در داستان آمده بود؟ چه جانورانی؟ ۴ حیوان مرغ سگ گاو گربه

شعر نشانه ن فارسی اول ابتدایی

دانید من که هستم؟ من نان تازه هستم

خوش عطرم و برشته عطرم به جان سرشته

زینت سفره هایم قوت دست و پایم

حاصل کار یاران خوراک صد هزاران

بشنو تو سرگذشتم چه بودم و چه گشتم

گندم بودم در آغاز گندم ناز و طناز

هر روز و شب داد آبم ببین چه قدر شادابم

از رنج و کار دهقان کم کم شدم شکوفان

قدم بلند شد کم کم بوسید رویم را شبنم

به به به خوشه هایم گندم با صفایم

شد ساقه ام طلایی آی برزگر کجایی؟

پیشم بیا شتابان با داس و تیغ بران

دروم کرد مرد دهقان برد پیش آسیابان

آردم کرد آسیابان خمیر شدم پس از آن

گذاشت رو پاروش نانوا چید تو تنور خمیر را

گرفتم از آتش جان یواش یواش شدم نان

ده ها تن گرم کارند شب تا سحر بیدارند

تا نان شود محیا آید به سفره ی ما

داستان نشانه ن فارسی اول ابتدایی

ن کوچولو موچولو

ن کوچولو  موچولو سریع جلو دوید و گفت:« نان،نان!مامان،نان!»

مامانش ن یک نان پخت و به او داد.

ن کوچولو موچولو نان را خورد و دوباره گفت:« نان،نان!مامان،نان!»

مامان ن هر چه نان پخت، ن کوچولو موچولو خورد.

خمیرنان تمام شد. آتش تنور خاموش شد. اما ن کوچولو موچولو هنوز گرسنه بود.

مامان ن به ن کوچولو موچولو گفت:« نان تمام شد. حالا بیا بغلم تا قصه ی نان را برایت خوبه خوبه خوب بگویم.»

ن کوچولو موچولو پرید سریع به بغل مامانش و گفت:« بگو…بگو…!»

مامان ن گفت:« یکی بود، یکی نبود. ن کوچولی بود که همیشه به مامانش می گفت نان،نان!مامان،نان!»

ن کوچولو قصه را شنید و زود خوابش برد، مثل همیشه

روش تدریس نشانه ر

آموزش نشانه او و درس توت

خب در این قسمت داستان و شعر نشانه ن فارسی اول ابتدایی به صورت کامل بیان شد و شما آموزگاران می توانید در کلاس درس از این داستان و شعر و یا موارد دیگری که فکر میکنید به آموزش بهتر این درس کمک می کند استفاده کرده و به دانش آموزان نشانه ن را یاد بدهید.

به این پست امتیاز دهید.
منابع :
نویسندگان :
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.