مطالب پیشنهادی ویکی مهر

کد خبر : 874
تاریخ انتشار : یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۱
2,728 views بازدید

مجموعه کلمات هم آوا فارسی چهارم ابتدایی

مجموعه کلمات هم آوا فارسی چهارم ابتدایی به صورت کامل برای این پایه تحصیلی برای شما والدین و دانش آموزان و آموزگاران گرامی تدارک دیده شده است که میتوانید از آن ها استفاده نمایید. این مجموعه به همت جمعی از معلمان تهیه شده است و برای انتشار در سایت قرار گرفته است، امید است با مطالعه و استفاده از آن بتوانیم گامی در جهت تدریس […]

مجموعه کلمات هم آوا فارسی چهارم ابتدایی

مجموعه کلمات هم آوا فارسی چهارم ابتدایی به صورت کامل برای این پایه تحصیلی برای شما والدین و دانش آموزان و آموزگاران گرامی تدارک دیده شده است که میتوانید از آن ها استفاده نمایید.

این مجموعه به همت جمعی از معلمان تهیه شده است و برای انتشار در سایت قرار گرفته است، امید است با مطالعه و استفاده از آن بتوانیم گامی در جهت تدریس بهتر شما آموزگاران برداریم.

آجل: آینده
عاجل:شتاب کننده
آسی: اندوهگین
عاصی: گناهکار
عبارت: شرح داردن
ابارت: اصلاح کشت و زرع
اثاث:اسباب خانه
اساس: پی، بنیان
اسار: به اسارت گرفتن
عثار: لغزیدن
اوان: وقت،هنگام
عوان: میانه سال (پاسان)

کلمات هم آوا فارسی چهارم ابتدایی

آزار: چادر، شلوار
عذلر: بناگوش، رخسار
ارب:مقصود
عرب: غیر عجم، مرد عب
ارز: ارج
ارض: زمین
عرض: پهنا
ارزه: کاه گل
عرض: نشان دادن
اروس: متاع
عروسی: زنی که شوهر کرده
اثیر: عالی
اسیر: گرفتار
اقرب: نزدیک تر
عقرب: کژدم
الم: درد
علم: پرچم
الیک: دردناک
علیم: دانا
احوال: جمع حال

معنی کلمات درس معرفت آفریدگار

اهوال: جمع هول، ترس ها
احمر: سرخ
اهمر: شغال
یاغی: سرکش، نافرمان
یاقی: پایدار
ثمر: میوه
سمر: شب،سیاهی شب
ثوب: جامه، لباس
صوب: طرف، جهت
ثوره: گاو ماده
سوره: شدت، تندی
بحر: دریا
بهر: قسمت، نصیب
تاب: چم و خم
طاب: پاکیزه
حار: گرم و سوزان
هار: سگ گزنده و بیمار
حیات: زندگی
حیاط: قسمتی از خانه
خار: تیغ درخت
خوار: ذلیل و پست
خاستن: بلند شدن
خواستن: خواهش کردن
خان: خانه، سرا
خوان: سفره
دایی: برادر مادر
داعی: دعا کننده
رازی: منسوب به ری
راضی: خشنود
ذل: نرمی
ظل: سایه
ذلالت: خوار شدن
ظلالت: گمراه شدن
سفر: مسافرت کردن
صفر: ماه دوم سال ه ق
شست: انگشت بزرگ دست و پا
شصت: عدد ۶۰
غاب: پیشه
قاب: مقدار و اندازه
سریر: تخت
صریر: بانگ و فریاد
ذقن: چانه
زغن: پرنده ای شبیه کلاغ
سلاح: افزار جنگ
صلاح: سازش
غدیر: آبگیر
قدیر: توانا
غزا: جنگ
قضا: حکم کردن
گذاردن: گذاشتن
گزاردن: انجام دادن
ماحی: محو کننده
ماهی: نوعی جانور دریایی
مستور: پوشیده
مسطور: نوشته شده
نسل: فرزند
نصل: پیکان
نسیب: خوش
نصیب: بهره
تابع: پیرو کننده
طابع: چاپ کننده
سور: مهمانی
صور: برق
غازی: جنگجو
قاضی: حکم کننده
غریب: دور
قریب: نزدیک
منثور: پراکنده
منصور: یاری شده
غالی: گران
قالی: فرش بزرگ
غار: شکافی در میان کوه
قار: قیر
مامور: امر شده
معمور: آباد شده
فاتر: سست و ضعیف
فاطر: شکافنده

به این پست امتیاز دهید.
منابع :
نویسندگان :
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.