مطالب پیشنهادی ویکی مهر

کد خبر : 1995
تاریخ انتشار : دوشنبه ۴ دی ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۷
1,380 views بازدید

معنی حکایت بوعلی و بانگ گاو فارسی پنجم

معنی حکایت بوعلی و بانگ گاو فارسی پنجم که در آن یک جوان با تصور بر اینکه گاو شده است از دیگران می خواسته است که او را بکشند و وقتی کسی نمی توانسته است او را معالجه کند به بوعلی یا همان ابو علی سینا گفته اند و او نیز راه چاره ای در پیش گرفته است که در انتهای مطلب نیز به این […]

معنی حکایت بوعلی و بانگ گاو فارسی پنجم که در آن یک جوان با تصور بر اینکه گاو شده است از دیگران می خواسته است که او را بکشند و وقتی کسی نمی توانسته است او را معالجه کند به بوعلی یا همان ابو علی سینا گفته اند و او نیز راه چاره ای در پیش گرفته است که در انتهای مطلب نیز به این موضوع پی خواهیم برد که در تمام مدتی که حکایت روایت می شده است ضرب المثلی نیز به ما آموزش داده می شده است.

حکایت بوعلی و بانگ گاو

یکی از بزرگان شهر بیمار شده بود ه است و تصور می کرده است که گاو شده است.

پس تمام طول روز فریاد میزد و به همه می گفت که من را بکشید و از گوشت من حلیم خوشمزه ای درست میشود کرد.

او آن چنان غرق در این تصور شده بود که هیچ چیزی را نمی خورد و طبیب ها در معالجه کردن او ناتوان شده بودند.

معنی حکایت حکمت فارسی پنجم ابتدایی

پس عاقبت به ابوعلی سینا گفتند تا او را معالجه نماید.

ابوعلی سینا قوبل کرد و گفت: گاو کجاست تا او را بکشم؟

جوابن مثل یک گاو فریادی زد که یعنی من اینجا هستم.

ابو علی سینا گفت: او را به داخل محل پذیرایی بیاورید و دست و پاهایش را ببندید و او را بخوابانید.

مریض و جوان که این جملات را شنید، فرار کرد و جلو آمد و روی پهلوی راستش دراز کشید و بقیه هم پاهای او را بستند.

معنی حکایت بوعلی و بانگ گاو فارسی پنجم

وقتی خواجه ابو علی سینا آمد و چاقو ها را بر چاقوی دیگری میکشید که و دستش را بر پهلوی او گذاشت مثل قصاب ها که ابتدا قبل از قربانی کردن همین کار را می کنند.

او گفت: ای وای، این چه گاو لاغری است و نمی توان او را کشت، پس به او علف و علوفه بدهید تا چاق شود.

پس از آن ابو علی سینا بلند شد و رفت بیرون و کسانی که آنجا حاظر بودند گفتند: دست و پاهایش را باز کنید و برایش خوردنی بیاورید که البته خوردنی هایی که من می گویم و به او بگویید که بخور تا زود چاق شوی.

همین کار را کردند و همیشه خوردنی هایی که ابو علی سینا می گفت برایش می بردند و او هم میخورد تا اینکه چاق شود و او را بکشند.

بعد از گذشتن یک ماه آنچنان که ابوعلی سینا گفته بود آن مرد کاملا سالم شد و دیگر تصور نمی کرد که گاو شده است.

در پایان این حکایت گفته شده است که این حکایت با کدام ضرب المثل در ارتباط است که میتوان گفت با ضرب المثل: عقل سالم در بدن سالم است ارتباط دارد.

چرا که اگر آن مرد بدنش سالم بود دیگر تصور نمیکرد که گاو شده است.

معنی روان شعر سرای امید فارسی پنجم

این حکایت می تواند سرلوحه ی بسیار از کارهای ما قرار بگیرد، چرا که اگر به معنی حکایت بوعلی و بانگ گاو فارسی پنجم توجه کنیم متوجه میشویم که بر اساس تحقیقاتی که هر ساله در کشور انجام می شود بسیاری از ما ایرانی ها صبحانه ی سالمی نمیخوریم و همین باعث می شود که بدن ما سالم نباشد و به طبع درگیر بیماری های دیگری نیز شویم.

به این پست امتیاز دهید.
منابع :
نویسندگان :
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.