مطالب پیشنهادی ویکی مهر

کد خبر : 819
تاریخ انتشار : جمعه ۵ آبان ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۲
3,197 views بازدید

معنی شعر درس رهایی از قفس فارسی کلاس چهارم دبستان

معنی شعر درس رهایی از قفس فارسی کلاس چهارم دبستان به همراه یکسری کلمات دشوار با ارزش املایی را برای شما آماده نموده ایم. قسمت های کتاب درسی و متن آن به جهت سهولت در مطالعه حذف شده است. معنی شعر درس رهایی از قفس فارسی معنی بیت های این درس که به برخی از قسمت هایش به صورت شعر است را در ادامه آورده […]

معنی شعر درس رهایی از قفس فارسی

معنی شعر درس رهایی از قفس فارسی کلاس چهارم دبستان به همراه یکسری کلمات دشوار با ارزش املایی را برای شما آماده نموده ایم.

قسمت های کتاب درسی و متن آن به جهت سهولت در مطالعه حذف شده است.

معنی شعر درس رهایی از قفس فارسی

معنی بیت های این درس که به برخی از قسمت هایش به صورت شعر است را در ادامه آورده ایم، برای راحتی و سهولت در خواندن بع داز هر بیت معنی آن به صورت نثر روان در ادامه ی آن ذکر شده است که میتوانید آن را مطالعه کنید.

معنی شعر درس رهایی از قفس فارسی کلاس چهارم دبستان

به طوطی گفت: سوغاتی چه چیزی میخواهی که از سرزمین هندوستان برایت ببیاورم؟

گفت طوطی را چه خواهی ارمغان کارمت از خطه ی هندوستان؟
گفت آن طوطی که آنجا طوطیان چون ببینی کن ز حال ما بیان
کان فلان طوطی که مشتاق شماست از قضای آسمان در حبس ماست

طوطی گفت: وقتی طوطی ها را آنجا دیدی، حال و وضعیت من را به آن ها بگو
بگو آن طوطی که آرزوی دیدار شما را دارد از تقدیر بدش در قفس زندانی است.

این، چرا کردم؟ چرا دادم پیام؟ سوختم بیچاره را زین گفت خام

این چه کاری بود که من کردم، چرا این پیغام را دادم
با این حرف بی ارزشم باعث مرگش شدم

کرد بازرگان تجارت را تمام باز آمد سوی منزل شادکام
هر غلامی را بیاورد ارمغان هر کنیزک را ببخشید او نشان
گفت طوطی: ارمغان بنده کو؟ آنچه گفتی و آنچه دیدی بازگو

روش تدریس درس رهایی از قفس فارسی چهارم ابتدایی

معنی کلمات درس رهایی از قفس فارسی چهارم ابتدایی

بازرگان تجارت را تمام کرد و به سمت منزل خوشحال برگشت.
به هر نوکری سوغاتی داد و به هر خدمتکار زنی هم هدیه ای داد
طوطی گفت: سوغاتی من کو؟
چیزی که گفتی و چیزی که دیدی را برایم تعریف کن

گفت: گفتم آن شکایت های تو با گروهی طوطیان همتای تو
آن یکی طوطی ز دردت بوی برد زهره اش بدرید و لرز و بمرد

بازرگان گفت: درد دل های تو را به طوطی هایی مانند خودت گفتم
یکی از طوطی ها دردت را فهمید، ترسید و لرزید و مرد

به این پست امتیاز دهید.
منابع :
نویسندگان :
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.