مطالب پیشنهادی ویکی مهر

کد خبر : 2044
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۸
1,446 views بازدید

معنی کلمات درس آغازگری تنها فارسی یازدهم

معنی کلمات درس آغازگری تنها فارسی یازدهم که مرتبط با نهمین درس از کتاب فارسی یا ادبیات دوره ی دوم متوسطه و پایه یازدهم است را می توانید در این مطلب از ویکی مهر بیابید و سپس بر اساس آنچه که توضیحات این مطلب است نسبت به آموزش این کلمه ها به دانش آموزان یازدهمین سال تحصیلی اقدام نمایید و سپس نتیجه ای که بدست […]

معنی کلمات درس آغازگری تنها فارسی یازدهم که مرتبط با نهمین درس از کتاب فارسی یا ادبیات دوره ی دوم متوسطه و پایه یازدهم است را می توانید در این مطلب از ویکی مهر بیابید و سپس بر اساس آنچه که توضیحات این مطلب است نسبت به آموزش این کلمه ها به دانش آموزان یازدهمین سال تحصیلی اقدام نمایید و سپس نتیجه ای که بدست می آید را با آنچه قبل از تدریس تان بوده است مقایسه نمایید.

درس آغازگری تنها

معنی کلمات درس آغازگری تنها فارسی یازدهم

اجنبی: بیگانه، خارجی

اذن: اجازه، فرمان

اعطا: واگذاری، بخشش، عطا کردن

افراط: از حد درگذشتن، زیاده روی

التهاب: برافروختگی، زبانه و شعلۀ آتش

اهتزاز: افراشته، جنبیدن ، به اهتزاز آمدن؛ به حرکت درآمدن پرچم

بَختک وار: کابوس وار

معنی شعر در امواج سند فارسی یازدهم

تحت الحمایگی: وضعیت یک دولت غالباً ضعیف در تعامل با دولتی قدرتمند، در عرصۀ بین المللی که در چارچوب یک موافقت نامۀ بین المللی، اختیار تصمیم گیری آن دولت در امور سیاست خارجی و امنیّتی به دولت قدرتمند واگذار شده است.

تسخیر: تصرّف کردن، چیرگی

تفریط: کوتاهی کردن در کاری

توازن: تعادل، برابری

جنون: شیفتگی، شیدایی، شوریدگی

چنبره زدن: چنبر زدن، حلقه زدن، حلقه های خُرد یا بزرگ دایره ای شکل زدن

خصال: جمعِ خصلت، خوی ها ، خواه نیک باشد یا بد

دارالسّلطنه: پایتخت، محلّ اقامت پادشاه

درایت: آگاهی، تدبیر

دهشت بار: ترس آور، هراس انگیز

زبونی: فرومایگی، درماندگی

زنبورک: نوعی توپ جنگی کوچک که در زمان صفویه و قاجاریه روی شتر می بستند.

شایق: آرزومند، مشتاق

صفیر: بانگ و فریاد، آواز

طاقت فرسا: توان فرسا، غیرقابل تحمّل

غیرت: حمیّت، رشک بردن، تعصّب

کورسو: نور اندک، روشنایی کم

معبد: پرستشگاه، محلّ عبادت

مقرّر: معلوم، تعیین شده

موعد: هنگام، زمان

موزون: هم آهنگ، خوش نوا

نهیب: فریاد، هراس، هیبت

وجد: سرور، شادمانی و خوشی

ولایات : جمعِ ولایت؛ مجموعه شهرهایی که تحت نظر والی اداره می شود؛ خطَّه، معادل شهرستان امروزی

معنی چو سرو باش گنج حکمت ادبیات یازدهم

همانطور که می توان آموزش دروس را به دانش آموزان واگذار کرد می توان معنی کلمات درس آغازگری تنها فارسی یازدهم را نیز به آن ها واگذاشت تا به وسیله ی قوه ی پرسشگری خود بتوانند این کلمات را در درس یافته و سپس بر اساس آنچه که لازم است نسبت به یادگیری معانی آن ها اقدام نمایند.

به این پست امتیاز دهید.
منابع :
نویسندگان :
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.