مطالب پیشنهادی ویکی مهر

کد خبر : 1822
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ - ۱۷:۵۲
973 views بازدید

معنی کلمات درس نوجوان باهوش فارسی هشتم

امروز معنی درس نهم فارسی کلاس هشتم متوسطه یعنی معنی کلمات درس نوجوان باهوش فارسی هشتم را برای مشاهده و استفاده ی شما معلمین و دانش آموزان آماده کرده و شما می توانید با مطالعه ی این کلمات با آمادگی بیشتری در کلاس درس حضور داشته باشید. در این قسمت شاهد مجموعه از معانی مرتبط با درس نهم یعنی نوجوان باهوش هستید که می توانید […]

امروز معنی درس نهم فارسی کلاس هشتم متوسطه یعنی معنی کلمات درس نوجوان باهوش فارسی هشتم را برای مشاهده و استفاده ی شما معلمین و دانش آموزان آماده کرده و شما می توانید با مطالعه ی این کلمات با آمادگی بیشتری در کلاس درس حضور داشته باشید.

معنی کلمات درس نوجوان باهوش

در این قسمت شاهد مجموعه از معانی مرتبط با درس نهم یعنی نوجوان باهوش هستید که می توانید در کلاس هم به دانش آموزان این کلمات را معرفی نمایید.

معنی کلمات درس نوجوان باهوش

از قضا:اتّفاقاً
استعداد :توانایی، آمادگی
شاهد: حاضر، گواه، محبوب و معشوق، خدای تعالی

انیس: یار و همدم، اُنس گیرنده
شیوع: همه گیر شدن، آشکار شدن، متداول شدن
بهانه: دست آویز، عذر بیجا

صدراعظم:نخست وزیر

طراوت:شادابی، تازگی

تعارف:خوش آمد گفتن به یکدیگر، پیشکش دادن

سرشناس:معروف، شناخته شده
فلسفه: علمی که در باره ی حقایق موجودات و علل وجود آنها بحث می کند.

سرشار: لبریز، پر
حکمت: دانش، دانایی،
عدل: راستی

لیاقت:شایستگی، سزاوار، درخور بودن
جهل: نادانی

مکث: درنگ کردن

منشأ:محلّ پیدایش، اصل

خطاب: رویاروی سخن گفتن
مونس: یار، همدم
درد :رنج، ناخوشی، بیماری

خرافات: سخنان بیهوده، افسانه، آنچه اساس علمی و معنوی نداشته باشد.
وجد:  خوشی بسیار، ذوق و شوق

هلهله : فریاد شادی

هلهله:فریاد شادی، صدای درهم و برهم مردم

تعارف : خوش آمد گفتن به یک دیگر
ذکاوت: تیز هوشی، زیرکی

رمیده : ترسیده، گریخته

استعداد: آمادگی ، توانایی
زهر:سم
ساقی:کسی که نوشیدنی به دیگری دهد.
آبله :نوعی بیماری واگیر دار

لهجه:زبان، طرز سخن گفتن و تلفّظ، شکلی از یک زبان که با تغییراتی در یک ناحیه تکلّم شود. مثل: گیلکی، لری و…
ارادت : میل ، دوستی از روی بی ریایی
ذکاوت : تیز هوشی

ارادت : دوستی، از روی اعتقاد و ایمان

حلاوت : شیرینی
خطاب : رویا رو سخن گفتن

شیوع : فاش شدن ، رایج شدن

رسا : بلند ، رسنده ، کلام شیوا

درمان :علاج، دارو، چاره، دوا
سرشناس : معروف ، نامدار

کاشف : آشکار کننده ، کشف کننده

پشتکار :پایداری در پیش بردن و اتمام کاری
نامی : مشهور، نام آور

رسا:  بلند، رسنده
واکسینه : واکسن زده شده ، مایه کوبی شده

معنی حکایت خودشناسی فارسی هشتم

بسیار مفید خواهد بود اگر معنی کلمات درس نوجوان باهوش فارسی هشتم را خود دانش آموزان پیدا کرده و مورد استفاده قرار دهند.

به این پست امتیاز دهید.
منابع :
نویسندگان :
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.