مطالب پیشنهادی ویکی مهر

کد خبر : 1843
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶ - ۲۰:۵۵
375 views بازدید

گوش کن و بگو کژدم و سنگ پشت فارسی چهارم

داستان زیبا و البته مفهومی گوش کن و بگو کژدم و سنگ پشت فارسی چهارم ابتدایی که در رابطه با یک کژدم یا عقرب و یک سنگ پشت است که اتفاقی به همدیگر برخورد می کند و داستان جالب و آموزنده ای را رقم میزنند امروز می توانید از ویکی مهر مشاهده نمایید. گوش کن و بگو کژدم و سنگ پشت فارسی چهارم کژدمی بود […]

داستان زیبا و البته مفهومی گوش کن و بگو کژدم و سنگ پشت فارسی چهارم ابتدایی که در رابطه با یک کژدم یا عقرب و یک سنگ پشت است که اتفاقی به همدیگر برخورد می کند و داستان جالب و آموزنده ای را رقم میزنند امروز می توانید از ویکی مهر مشاهده نمایید.

گوش کن و بگو کژدم و سنگ پشت

گوش کن و بگو کژدم و سنگ پشت فارسی چهارم

کژدمی بود که همیشه تنها بود

نه کسی با او دوست می شد و نه او دوست کسی بود

کژدم تنها می رفت و تنها می گشت و فقط نیز پر زهرش بود که همیشه همراهش بود و دنبالش می آمد

روزی از روزها کژدم راهش را گرفت و به سفر رفت

رفت و رفت تا به رودی رسید

روز پر آب بود

گذشتن از آب رو برایش ناممکن بود و فکر کرد چگونه این همه راه رفته را برگردد.

یک دفعه سنگ پشتی را دید که آرام و آهسته از کنار رو می گذشت

سنگ پشت هم کژدم را دید و درماندگی و خستگی اش را از زبان او شنید.

دل سنگ پشت به حال کژدم سوخت و گفت: من برای گذشتن از رود به تو کمک می کنم.

کژدم خوشحال شد و نیشش را تکانی داد

سنگ پشت او را بر پشت خود سوار کرد و آهسته تن به آب زد

سنگ پشت مانند قایقی در آب پیش می رفت

کژدهم بر پشت او نشسته بود و تماشا می کرد و صدایی نبود جز آهنگ دلنشین رود

سنگ پشت به خاطر کمک به کژدم احساس خوبی داشت و اما ناگهانی صدای تق تقی شنید، انگار چیزی را بر پشت او می کوبیدند.

سنگ پشت تعجب کرد و پرسید، چیزی بر پشتم میکوبد، این صدای چیست؟ تو نمیدانی دوست من؟

کژدم جواب داد: این صدای نیش من است که بر پشتت می کوبم

سنگ پشت از گفته ی کژدم دلگیر شد و با خودش گفت: من به او کمک می کنم اما او بر پشتم نیش می زند

کژدم گفت: می دانم کوبیدن نیشم بر پشت تو اثر ندارد اما این عادتم را نمی توانم از خود دور کنم.

سنگ پشت به میانه ی رود رسیده بود و با خود گفت: نیش او بر من اثر ندارد اما دیگران از زهر او در امان نیستند، بهتر است آن ها را برای همیشه از شر او نجات دهم.

این را گفت و به سرعت در آب فرو رفت.

داستان کژدم و سنگ پشت فارسی چهارم

آب خروشان کژدم را از روی سنگ پشت جدا کرد و با خود برد.

کژدم هر چه فریاد زد و کمک خواست فریادش به جایی نرسید، سنگ پشت گفت: من هم عادت دارم گاهی در آب فرو بروم و نمی توانم این عادت خود را فراموش کنم.

سزای کسی که به دوستانش بدی می کند همین است

سنگ پشت آرام از آب بیرون آمد و آهسته و پیوسته به راهش ادامه داد.

گوش کن و بگو برف سفید فارسی چهارم ابتدایی

این داستان زیبا و آموزنده که با گوش کن و بگو کژدم و سنگ پشت فارسی چهارم در ارتباط است و سوالاتی نیز بعدها در کتاب فارسی از آن آمده است که می توانید در زیر پاسخ آن سوالات را بیابید.

سوالات مربوط به گوش کن و بگو کژدم و سنگ پشت :

نام داستان:
کژدم و سنگ پشت

شخصیت های داستان: کژدم و سنگ پشت

داستان در چه محلی اتفاق افتاده است:
در کنار رودی

از ابتدا تا انتهای داستان چه تغییراتی در رفتار سنگ پشت به وجود آمد؟
ابتدا سنگ پشت قصد کمک داشت اما در اواسط راه از تصمیم خود منصرف شد و اقدام به تلافی کرد.

نظر شما درباره ی رفتار سنگ پشت چیست؟
سنگ پشت می توانست به مسیرش ادامه دهد و بعدها دیگر به کژدم کمک نکند اما اقدام به تلافی کردن گرفت و این کارش از نظر من اشتباه بوده است.

نظر شما درباره رفتار کژدم چیست؟
کژدم هم می توانستن رفتارهای اشتباهش را اصلاح کند تا دیگران نیز با او دوست شوند و او تنها نماند.

رفتارهای پسندیده و ناپسندی را که در داستان بیان شده است نام ببرید.
کمک کردن سنگ پشت به کژدم رفتار پسندیده ای بود و تنها گذاشتن کژدم توسط دیگران و همچنین غرق کردن او در میان رود توسط سنگ پشت جزو رفتارهای ناسپندی بود که در داستان بیان شده بود.

به این پست امتیاز دهید.
منابع :
نویسندگان :
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.